تو همانـ رویایی


by : x-themes

بهـ نامـ او

چقدَر خوبی تو، چهـ دلمـ با تپشتـ مانوسـ استـ

یاد تو در قلبمـ چونـ دلـ فانوسـ استـ

تو همانـ رویایی

کهـ دمـ پنجرهـ ی تنهایی

باز همـ می رویی

دوستـ دارمـ نفسـ گرمـ تو را

اینـ نوازشـ و دلـ نرمـ تو را

دوستـ تر می دارمـ

اینـ نگاهی کهـ پر از احساسـ استـ

ای همانـ دوستـ کهـ یکـ روز دلمـ گشتـ اسیر نفَستـ

حالـ و روزمـ بنگر، و ببینـ غوغایی استـ

خط بزنـ بر ورقی سرد کهـ هر واژهـ ی آنـ تنهایی استـ

دوستـ می دارمـ

کاشـ می شد کهـ تو را سیر  نگاهتـ بکنمـ

در سکوتی نگرانـ باز صدایتـ بکنم

و تو لبخند زنی مثلـ همیشهـ آرامـ

غرقـ لبخند تو مانمـ مادامـ

هر دمی از تو زدنـ، هر نفسی، قافیهـ ای استـ

لحظهـ ی بودنـ تو نقطهـ ی کوری استـ بایستـ

نهـ کمی پیشتر و پسـ برومـ اینجایمـ

چقدر سختـ رسد باز بهـ تو آوایمـ

نفسمـ حبسـ، دلمـ درگیر استـ

و ز هر خاطرهـ ای دلـ سیر استـ

دستـ تو سرد اما، گرمـ از اینـ احساسـ استـ

ای فدایتـ! قلبمـ، عاسـ شاید پاسـ استـ

دستـ تو در دستمـ، قلبـ منـ لبریز استـ

چقدَر آغوشتـ، وسوسهـ انگیز استـ!

حرفـ ها تکراری استـ خوبـ منـ می دانمـ

گر چهـ رویا خامـ استـ پای آنـ می مانمـ




†ɢα'§ : <-TagName->
برچسب:, |- مبهم -|

ϰ-†нêmê§